
Silent whispers
by Turboplus
در کوچههای تنگ شب، زمزمههایی میآیند که کسی نمیشنود. نه با لب، که با سایهی لبها؛ نه با صدا، که با لرزشی در عمق سینه. آنها حرف میزنند از چیزهایی که روز جرئت گفتنش را ندارد: از عشقی که در پستوی قلب دفن شده، از ترسی که پشت لبخند پنهان است، از آرزوهایی که هرگز به زبان نیامدند و مردند. زمزمههای خاموش، صدای باد نیستند؛ صدای ما هستند وقتی دیگر خودمان را هم باور نمیکنیم. گاهی یک نفس عمیق، گاهی یک قطره اشک که به زمین نمیرسد، گاهی یک «کاش» که در گلو میماند و خفه میشود. آنها زندهاند، حتی وقتی ما خوابیم. در رگهایمان میدوند، در رویاهایمان فریاد میکشند، اما صبح که میشود، دوباره خاموش میشوند؛ مثل پرندهای که بالهایش را بستهاند و هنوز یادش نیست که میتواند پرواز کند. شاید روزی یکی از این زمزمهها آنقدر بلند شود که دیوارهای سکوت بشکند. شاید آن روز، ما بالاخره خودمان را بشنویم.
- Chain
- TEZOS
- Network
- Tezos
- Contract
- KT1VHoxXoYX9LYEKe1AjPHaRq3zPZ4cZd6my
- Token ID
- 9070
Backed up
SolPersona keeps its own copy of this artwork on its storage, so it stays available even if the original source goes offline.