Back to Faavidel
اپیزود بیست: دیوار فراموشی شکسته شد

اپیزود بیست: دیوار فراموشی شکسته شد

by Faavidel

چنان که بر ساحلی نشسته باشم به خانواده‌هایمان می‌نگریستم که هم‌چون دریایی، پیش رویم شناور بودند. خانواده‌ی البرز، دریایی آرام و آبی بود و موج‌های باوقارش، پای برهنه‌ام را نوازش می‌کرد و با طنین صدایش مرا به آرامشی ژرف می‌خواند. خانواده‌ی من، آن دریای خروشان و بی‌رنگ روز‌های طوفانی بود که با امواج ترس‌آورش به صخره‌های موج‌شکن می‌خورد و نفیر توفنده‌اش چون انفجاری، تنم را به رعشه می‌انداخت. کافی بود پایم از روی تخته‌سنگ بلغزد تا در گردابی بلعیده شوم. کناب آبی بیشه. اپیزود بیست

Chain
TEZOS
Network
Tezos
Contract
KT1QHeitswaotbT1XwRjSCSWQsvbUVpH4enn
Token ID
13

Backed up

SolPersona keeps its own copy of this artwork on its storage, so it stays available even if the original source goes offline.

View on the originating platform