Back to Faavidel
اپیزود 11و12و13: گالونی و فرانچی یا انریکو و آنتونیو!

اپیزود 11و12و13: گالونی و فرانچی یا انریکو و آنتونیو!

by Faavidel

تابستان بود و قرار بود برای تعطیلات به اروپا برویم؛ به دیدن خاله‌ی من در نیس و عموی البرز در لندن. پیش از آن هم رفته بودیم. ما بچه‌ها تفاوت چندانی میان شمال خودمان با لندن و نیس نمی‌دیدیم؛ همه را دوست داشتیم. همگی سفر بودند و در همه‌ی آن‌ها خوش می‌گذشت؛ چون همه با هم بودیم و پدر و مادر هم‌راه‌مان بودند. تفاوت این سفر‌ها بیش‌تر برای بزرگ‌ترها نمایان می‌شد که در فضا‌هایی متفاوت، روزشان را شب می‌کردند. من در عالم کودکی، چندانی از آن سفر‌ها به یاد ندارم؛ جز حال و هوای رنگارنگ و احوال خوش‌مان، پوشش متفاوت مادرها در جایی که خارج نامیده می‌شد، ساحل دریایش با دریای خودمان فرق داشت، سنگ‌فرش خیابان‌هایش زیبا بود، هوایش بویی دیگر داشت، یخ زبان انگلیسی ما باز می‌شد و در مجموع، آن‌چه در عکس‌های یادگاری ما ثبت شده است. قرار بود پاییز آن سال، من به کلاس اول راه‌نمایی بروم و البرز به اول دبیرستان برود. روزی که به خاطرم آمد، چند روز پیش از آن سفرمان بود. سوغاتی‌ها روی میز ناهارخوری چیده شده بود و عمو چمدا‌ن‌های ما و خودشان را از انباری بیرون آورده بود و ...

Chain
TEZOS
Network
Tezos
Contract
KT1QHeitswaotbT1XwRjSCSWQsvbUVpH4enn
Token ID
7

Backed up

SolPersona keeps its own copy of this artwork on its storage, so it stays available even if the original source goes offline.

View on the originating platform