فصل دو.اپیزود دو:خلسهی یک رویا
by Faavidel
اینجا یه روستایی به اسم اسنوشیل دور و بر برادوِی هست که جای بکر و زیباییه. اهالی روستا بیشتر از 100 ساله که برای پرچینها و در و پنجرههاشون از این رنگ استفاده میکنن. باید ببینی اونجا رو افرا! فوقالعادهست. اولین باری که با این صحنه مواجه شدم فقط داشتم به تو فکر میکردم و دعواهامون سر سبز و آبی!» « یه جورایی مثل شمال خودمون. یادته؟ اون آبی فیروزهای کمرنگی که بیشتر در و پنجرههارو باهاش رنگ میکنن؟» آره دقیقا! مثل همون. انگار یه جور آداب و رسوم نانوشته باشه براشون!» متفکرانه گفتم: « ولی آخه چرا کاپس؟» در پاسخ گفت: « خوب میدونی دیگه. کاپس میشه پرچین. من فرضم اینه که از بس در طول زمان از این رنگ برای پرچینهاشون استفاده کردن هر زمان که خواستن بهش اشاره کنن، از روی عادت گفتن همون آبی پرچین! کدوم آبی؟ اونی که توی پرچین استفاده میشه! مهم اینه که آبیِ پرچین و نه سبز!» و دوباره شکلک خندان فرستاد. همزمان داشتم به معنیهای کلمهی کاپس در انگلیسی فکر میکردم. گفتم: « کاپیس به جز پرچین معنیهای دیگری هم داره. جنگل، درختستان، بیشه! فکر نمیکنی دلیلش این بوده که کسان دیگری هم اون ور دنیا سبزیهای جنگل و بیشه رو توی سایه روشن آفتاب، آبی میدیدن؟» خندید و اینبار او متفکرانه پاسخ را داد: « اصلا بعید نیست! اینجور خل و چلها همه جای دنیا پیدا میشن!» گفتم: « هوم! من ترجیح میدم به جای آبی پرچین اسمش رو بذارم آبیِ بیشه!». برای لحظاتی پاسخی از او نیامد. پس از حدود یک دقیق نوشت: «چقدر زیبا! هیچ وقت از این زاویه بهش نگاه نکردهبودم افرا! پس تو هنوز هم بلدی واژهها رو زیباتر از اونچیزی که هستن معنی کنی!» کتاب-رمان فارسی-آبی بیشه
- Chain
- TEZOS
- Network
- Tezos
- Contract
- KT1QHeitswaotbT1XwRjSCSWQsvbUVpH4enn
- Token ID
- 15
Backed up
SolPersona keeps its own copy of this artwork on its storage, so it stays available even if the original source goes offline.