فصل دو.اپیزود سه: دریایی که در آن غرق شدم
by Faavidel
شنیده بودم که روابط راه دور، اشکالهایی از این دست دارد که ممکن است مدتها با کسی گفتوگو کنید و از هم خوشتان بیاید ولی هنگام دیدنش ناامید شوید. اگر نخستین بار بود که یکدیگر را به چشمی تازه میدیدیم، اگر بار نخست بود که او را در وقت عاشقی میدیدم، بیگمان تردید به جانم میافتاد؛ ولی ابدا این حس را نداشتم. از سوی او نیز خیالم آسوده بود. ما پیشتر امتحانمان را پس داده بودیم و بماند که نگاه او در همان لحظهها کشش و حس خوشآیندش به من را پنهان نمیکرد و با اعترافی که کرده بود، به نظر نمیآمد دچار تناقضی از این دست باشد و البته که ریشهی رابطهی ما اصلا از آن جنس نبود. ما یکدیگر را خوب میشناختیم؛ ولی چیزی بینمان تغییر کرده بود. گاردی عجیب داشت؛ چیزی مانع از نزدیکیاش میشد. نمیدانستم چیست! او همیشه پر از شور زندگی و مهرورزی بود ولی آن روز، خالی از حس مینمود. چیزی بود که از آن سر درنمیآوردم و از پرسیدنش میهراسیدم! از کتاب آبی بیشه رمان فارسی
- Chain
- TEZOS
- Network
- Tezos
- Contract
- KT1QHeitswaotbT1XwRjSCSWQsvbUVpH4enn
- Token ID
- 16
Backed up
SolPersona keeps its own copy of this artwork on its storage, so it stays available even if the original source goes offline.